شیشه قلب...
بغض مانده در گلویم در نگاهم حلقه بست
آه:هم مهمان شد و در سینهء تنگم نشست
کشتی ام در ساحل اندوه و غم پهلو گرفت
موج طوفان غریبی بند از بندم گسست
قصه ی ناخوانده بر صد پردهء دل نقش بست
قطرهء اشکی فتادو شیشه ی قلبم شکست
نظرات شما عزیزان:
[ جمعه 10 مرداد 1393
] [ 8:51 ] [ shahram ][ ]